گفته بودم میکشمت آخر ... امروز ... دم غروب ... وقت اذان ... دلــم را با اشک، آب دادم ... رو به قبلـه خواباندمش ... یک ... دو ... سه ... تمام شد ... دیگر بهانه ات را نمی گیرد!
نوشته شده در سه شنبه یکم شهریور ۱۳۹۰ساعت
13:45 توسط امیر| |
| Design By : Night Melody |
