نگـــران نباش ! خــودم هم قبـــول دارم کـــهنه شـــده ام؛ آنـــقدر کــهنه کــه می شــود روی گرد و خـــاک تنـم یــادگــاری نــوشت بنــــویس و بــــرو ... خـــط فـقـر وقــتی کســی نیست کـه خــودت را فــرو کنی در آغــوشش و گـــم شوی در رؤیــاهای شــبانه اش فـــرقی نمیکند صــبح با صــدای اذان بیـدار شوی یا ناقـــوس کلیسا حتی درون خــانه پــدری ات هم احــساس غــربت خــواهی کـرد ... مـــاندنم چه ســود ؟!! خـــودم را در میان آرزوهــایت نیافتم... روز ماه رمضان زلــف میفشان که فقیه، اگه توی همچین موقعیتی قرار بگیری، وقتی چشماتو باز میکنی، دوست داری چه کسی رو ببینی؟ اندوهم را در دستمالی می پیچم گوشه ی دلم می گذارمش یادگاری از تو ...
چشـــم هایِ وحــشیِ مرا
هــیچ نگاه هــرزه ای رام نخواهــد کــرد ...
تـــو فــقط
از مـــرز چـــشم های ِ دلـــم ،
پـــا بـیــرون نگــذار ...

ايـن کـه بـــعد از تـــــو
تــمام عالــم از چشـــمم افـــتاده اند...!!!
جـایـی میـان بـود و نبـود تـوسـت ...
جـایـی میـان دار و نـــدار مـن !!!

اشکــــهایــم را
امشب چقدر، کوچه دلــــم چراغانی ست .. !

بخورد روزۀ خود را به گمانش که شب است !!

| Design By : Night Melody |
